1)انگيزه ؟
انگيزه مي توندالهي باشد (كه تحت عنوان اخلاص از آن ياد مي شود) يا غير الهي
«ببينيد وقتي كه همه بچه ها دنبال پول اند و اين ور و آن ور درس مي دهند و … شما اينجا براي خدا داريد فعاليت مي كنيد كه اگر فردا به من بگويند تو ديگر مسئول فلان جا نيستي قلبم از كار مي افتد، يا به آن يكي مي گفتند شما مسئول كفش جفت كردن هستيد و اگر همان جا او را عوض مي كردند رنگش مي رفت ، دنيا براي ما درست مي كردند و اين دنياها كار دست ما مي داد . حالا اين يك نمونه مبتذل و بچه گانه بود اما نوعاً كه نگاه مي كردي مي ديدي چهار پنج سال ديگر هم كه مي رفتي در اداره اي ارگاني مسئول مي شدي همين بچه بازي ها همه جا بود . پس چه انگيزه اي مهم است اخلاص و اگر اخلاص براي خدا حل نشود باقي كار لنگ مي ماند . »*
(2 آرمانها:
اگرما انگيزه را هم درست كرديم نوبت به آرمان مي رسد آیا نباید يك آرمان اجتماعي داشته باشيم
جامعه مطلوب ما چيست ؟
«يك بار من نگاه كردم ديدم كه ما بايد برويم دست اين بي- حجاب ها را هم ببوسيم اينها هستند كه انقلاب را براي ما نگه داشتند اگر يك روزي دست به يكي كنند و همه روسري ها را جلو بكشند بچه مذهبي هاي ما به پوچي مي رسند ديگر حرفي براي گفتن و عرصه اي براي حاضر شدن ندارند .» *
اما ايا جامعه مطلوب ما جامعه عربستان است ؟
« آیا يك حركت سراغ دارید كه راجع به اعتراض به بدحجابي انجام شود و امام از آن حمايت كند و اين نه اين است كه امام مخالف بود چون حاج احمد آقا مي گفت اگر خانم ها دستشان را سر سفره دراز مي كردند كه آستينشان بالا مي رفت امام تذكر مي داد . محمد هاشمي مي گفت ( در سروش ) در نماز جمعه طومار جمع كردند بر عليه سريالي كه آقا اين بدحجابي دارد و امام نامه نوشت به محمد هاشمي كه پخش كنيد چون اين سريال آموزنده است و اينها هم كه امضا كردند گول ليبرال ها را خورده اند ، بچه هاي نماز جمعه گول ليبرال ها را خورده اند آخر چطور ممكن است ؟
اينجاست كه بايد تحليل داشت ، امام متحجرين و ليبرال ها را در يك شاخه مي ديد . در آن مقطع 67 هم كه جواب منتظري را مي دهد امام هم به متحجرين حمله مي كند هم بعد مي گويد نخواهم گذاشت انقلاب به دست ليبرال ها بيفتد چون مي داند اينها كه هستند . ما بايد ببينيم دنبال چه جامعه اي هستيم جامعه اي كه فقط بي حجابي در آن نباشد ، آرمان اجتماعي ما بايد مشخص باشد .» *
3) آرمانها كه تبيين شد بايد ديد كه در چه موضوعاتي بايد كار كنيم روي سياست ، علم، هنر و ...
4) و در چه سطحي بايد كار كرد؟
حالا اگر مي خواهيم روي علم كار كنيم در چه سطحي كار كنيم برويم سراغ دبيرستان ها يا دانشگاه ها يا اساتيد يا كتاب بنويسيم يا در سياست روزنامه درآوريم يا … چه كار كنيم؟
قطعاً آنها كه آن دو تاي اول را حل كردند آدم كه نگاه مي كند مي بيند كه به هر چه دست زدند طلا شده است .
مثلاً چمران همه استعدادهايش يك دفعه شكوفا مي شود در عرصه نظامي در عرصه علمي در عرصه سياسي هم نماينده مجلس است هم معاون وزير هم بسيجي و رزمنده خط اول هم فرمانده هم هنرمند .
آويني هم نقد سياسي مي نويسد هم نقد فلسفي مي نويسد هم در هنر وارد مي شود ، فيلم مي سازد ، نقد سينمايي مي نويسد
وبسیاری همچون شهید علم الهدی(تاریخ فردوسی- ۲۲ ساله) ،مهدی زین الدین(نفر ۴ کنکور پزشکی-شهادت ۲۵ سالگی) ،شهید دکتر دیالمه (۲۷ ساله)،دکتر بقایی(۲۷ ساله) ،علیرضا احدی (نفر اول کنکور -۲۰ ساله)،حمید باکری (دانشجو عمران آلمان-۲۴ ساله)، شهیدبرونسی (بنا- ۴۲ ساله)، ارنست چه گوارا (پزشک-۳۹ ساله)، فیدل کاسترو (دکترا حقوق در ۲۵ سالگی- زنده)، پروفسور حسابی ، سید علی خامنه ای(۲۱ سالگی به درجه اجتهاد و در ۴۰ سالگی رییس جمهور)
-- به چه کسی نیرو گفته می شود
«ما بايد نيرو داشته باشيم ما نفر زياد داريم اما نيرو نفر نيست ،
كسي نيرو قلمداد مي شود كه :
1ـ انگيزه اش درست باشد
2ـ آرمان مشخصي داشته باشد
3ـ توان داشته باشد و هر كس بايد در يك حوزه اي متخصص شود تا توان كسب كند .
ما راجع به هرقضيه اي كه بخواهيم موضع گيري كنيم بايد كسي را داشته باشيم كه در آن زمينه مطالعه كرده باشد. هنري ـ سياسي ـ مذهبي ـ تاريخي … »*
اگر اين دوتاي اول حل شود تا دلتان بخواهد در هر چيزي راهكار وجود دارد . ما راهكاري نداريم چون حرفي براي گفتن نداريم در حالي كه اگر مبناي مان درست باشد تا دلتان بخواهد كار وجود دارد براي انجام دادن.
به نظر نگارنده نسل ما نسلي بسيار پويا و اميد بخش است براي انقلاب اسلامي (و حتي آگاه تر و با استعدادتر از نسل هاي قبل) و به تعبير يكي از دوستان "اگر چه نسل سوم گذشته درد ناكي دارد اما آينده بسيار روشني دارد ". و به عقيده اين كمترين آدم هاي بزرگي را در 15يا 20 سال آينده از همين نسل مشاهده خواهيم كرد كه هر كدام براي اداره يك كشور كافي ميباشند
و كلام آخر با دختران امروز و مادران فردا
...
