جنبش مردگان حسین عنبرستانی
عملکرد تشکل های دانشجویی کشور در فضای خاص کنونی که عدالتخواهی به یک گفتمان عمومی تبدیل شده است وبیان برخی مشکلات توسط مقام معظم رهبری در دیدار با نخبگان علمی وفعالین تشکل ها در مهر ماه 86 مارا به بررسی دلایل انفعال وعدم خودآگاهی تشکل ها وا می دارد.
در مقایسه ای بین تشکل های کنونی وتشکل های چند سال قبل ، ازنظر نوع فعالیت ، می توان به سطحی شدن بینش سیاسی در گروه های کنونی پی برد.
مطلبی که در نگاه اول به چشم می آید ، افت شدید سطح فکری کارهای تشکلی و در نتیجه گرایش آنها به سمت نهادهای خارج از دانشگاه می باشد(البته انصافا ً برخی تشکل ها از این موضوع مستثنا هستند). به همین دلیل می بینیم که افرادی بدون داشتن تحلیلی از شرایط وبا پذیرفتن کورکورانه ی تحلیل های نهادهای دیگر اقدام به فعالیت می کنند. ودر نتیجه به عروسکان خیمه شب بازی ای شبیه اند که ملعبه ی دست گروهها یی دیگر قرار گرفته اند. اوج این مشکل زمانی نمایان می شود که نماینده ی جنبش عدالتخواه دانشجویی برای کندن برچسب عدم تمکین در برابر ولایت فقیه از خود در دیدار مهر ماه 86 ازرهبری می خواهد تا به بیان مصادیق ضد ولایت فقیه بپردازند. ایشان نیز فرمودند:" مخالفت با نظریات خاص رهبری ، ضدیت با ولایت فقیه نیست ویا حتی عدم اعتقاد به ولایت فقیه نیز به معنی ضدیت با آن نیست." ولی چرا باید مسئله ای تا به این حد کوچک را نیز شخصِ رهبری تبیین کند؟ پر واضح است که مسئولیت رهبری تبیین مواضع کلان نظام می باشد لکن ایشان در غربت اندیشه ها ناگزیر از تبیین مسائلی این چنینی است. واين نیز نمودي از همان مشکل کمبود مطالعه ودر نتیجه سطحی شدن تحلیل هاست ،كه اگر مطالعه مي بود سخن علي(ع) كه نصیحت وانتقاد به رهبر را یکی از حقوق امام بر ماموم می داند در نهج البلاغه غريب نمي ماند.
البته این دهلی است که دیروز برآن کوبیده شد. زمانی که سکان دار انقلاب در بیانات خویش می فرمود :" خدا لعنت کند کسی را که نمی خواهد دانشجو سیاسی باشد." ولی ماطبق معمول نشستیم تا پس از به صدا در آمدن زنگ خطر به فکر حل مشکل بیفتیم.
مشکل دیگری که در تشکل ها دیده می شود، نوع رویکرد آنها نسبت به دولت جدید است. بسیاری از گروه های دانشجویی گمان می برند فقط با تبدیل شدن گفتمان عدالتخواهی به یک گفتمان عمومی دیگر نیازی به پیگیری آرمان ها ومطالبه گری وانتقاد برای رسیدن به آنها لازم نمی باشد. این قضیه را می توان ازنوع برخورد تشکل ها در مقابل دولت ، بعد از اعلام آمار 2/9 میلیو ن نفر زیر خط فقر ویا مذاکره با آمریکا برای تفهیم اتهام به آنها درباره ی مسئله ی عراق مشاهده کرد. پر واضح است که اگر این خبرها در دولت های سابق اعلام می شد ، بسیاری از این تشکل ها رو به سوی کارهای جنجالی می آوردند. رهبری به این مسئله نیز مشخصاً اشاره فرمودند که :" انتقاد از دولت مخالفت با رهبری نیست." البته شکی نیست که نحوه ی مطالبه گری وانتقاد با توجه به فعالیت های مثبت دولت ورویکرد آن به مبحث عدالتخواهی با گذشته متفاوت است. تشکل ها باید با پیگیری ومطالعه، انتقادهای خود را پخته کنند وبا ارائه ی راهکارهای اجرایی فصل جدیدی را در فعالیت های عدالتخواهانه ی خود آغاز نمایند.
در این میان تشکل های وابسته هرگز موردبحث ما نمی باشند.زیرا دانشجویان و مخصوصاً فعالین تشکل ها همیشه به انقلاب وآرمان های آن پایبند بوده وهرگز از چارچوب آن خارج نمی شوند.
موضوع دیگری که از اهمیت زیادی برخوردار است؛ این است که حضرت امام(ره) رویکردی جهانی به انقلاب اسلامی داشت ومحدود به حصار مرزها وملیت ها نبود. وتشکل ها نیز باید صدور انقلاب را جزﺀ لاینفک فعالیت های خود بدانند ودر پی رهایی تمام مستضعفان جهان از بند استکبار باشند.
